شغل دوم فوتبالیستها: ساخت و ساز، رستوران داری......

خیلی ها می گویند با این رقم هایی که بازیکنان فوتبال طی چند سال اخیر گرفته اند آینده خود و چند نسل بعدشان را تامین کرده اند و اگر از همین امروز در خانه بنشینند و کاری نکنند دیگر نگران مسائل مالی نخواهند بود اما اگر با خود بازیکنان صحبت کنید، می گویند که این پول کفاف همه عمرشان را نمی دهد و نمی توان تنها به درآمد فوتبال دل خوش کرد.

فوتبالیست ها عموما از درآمد مناسبی برخوردار هستند. حداقل 450 بازیکن در لیگ برتر فوتبال ایران مشغول هستند که قراردادهای سالیانه بین 60 میلیون تا 5/1 میلیارد تومان را منعقد کرده اند. یک بازیکن 20 ساله تیم راه آهن تهران که امسال به پرسپولیس پیوسته 120 میلیون تومان قرارداد سالیانه بسته است.

این جدا از حقوق ماهیانه حدود یک میلیون تومان است. در همین تیم مبلغ قرارداد کریم انصاری فر 5/1 میلیون میلیارد تومان برآورد شده است. بازیکنان معمول تیم های شهرستانی مبالغی بین 200 میلیون تا یک میلیارد تومان (در مورد تیم های متمولی مثل سپاهان و تراکتورسازی) در سال دریافتی دارند. خوبی این شغل این است که جوانان مستعد بلافاصله از بهره وری خوبی به لحاظ مالی برخوردار می شوند که برای جوانان مشابه با مدرک دیپلم به یک آرزو شبیه است.

آنها حتی اگر با تیم های لیگ یک و دو شروع کنند می توانند به درآمد سالی 20 تا 25 میلیون تومان دلخوش باشند که با پیوستن به تیم های لیگ برتر این رقم به سادگی به 100 میلیون تومان در سال می رسد اما از آن سو مشکل دیگر محدود بودن سن بهره وری این بازیکنان است.


فوتبالیست ها معمولا حداکثر تا 35 سالگی می توانند به عنوان بازیکن بدرخشند در حالی که مثلا یک بازیگر، پزشک، وکیل و یک مهندس بهره وری مالی اصلی شان تازه از این سن آغاز خواهد شد. این همان پاشنه آشیل این حرفه است.

 همان نکته ای که موجب شده فوتبالیست ها همیشه با تکیه بر درآمد هنگفت دوران فوتبالشان در پی یک کسب و کار دیگر هم هستند. شاید این یکی از دلایلی باشد که بازیکنان فوتبال ترجیح می دهند بخشی از درآمدشان را در حوزه های دیگر سرمایه گذاری کنند تا با سود آن، موجودی حساب بانکی شان به مراتب بیشتر از قبل شود.

از سال ها قبل فوتبالیست ها وارد دنیای بیزینس شده اند که شاید موفق ترین شان علی دایی باشد، مردی که درآمد خود از فوتبال را در تولیدی پوشاکش هزینه کرد و آنقدر در کارش خوب بوده که او را نماد یک بیزینس من موفق می دانند.

 دایی یک بار اعلام کرد در دوران دانشجویی دستفروشی می کرده و با کارگری به اینجا رسیده است ولی دوستان نزدیک دایی که سال هاست با او ارتباط نزدیکی دارند می گویند این businessman معروف هیچگاه دستفروشی نکرده چون وضع مالی خانواده اش بد نبوده است. به جز او خیلی از فوتبالیست های جدید و قدیم دیگر هم شانسشان را در بیرون زمین فوتبال امتحان کرده اند. گزارش زیر نگاهی است به فعالیت اقتصادی یا به عبارت بهتر شغل دوم فوتبالیست ها.

امیر قلعه نویی


ژنرال استقلالی ها آنقدر درگیر مربیگری در لیگ برتر است که وقت سر خاراندن ندارد با این همه گفته می شود او بعد از تجربه رستوران داری در اکباتان درآمد قابل قبولش از مربیگری را در یک مبل فروشی در خیابان ولی عصر سرمایه گذاری کرد.

قلعه نویی جزو فوتبالی هایی است که ساخت و ساز را هم حوزه خوبی برای کارش می داند و دوستان او ناظر پروژه هایش هستند. خبر دیگری که در مورد بیزینس امیرخان آبی ها وجود دارد استخر و سونای ژنرال است.


علی کریمی


علی کریمی شماره هشت تاریخی فوتبال ایران سال ها قبل پیش از آنکه ردای جادوگری بر تن کند در کرج مسافرکشی می کرد. او یک پیکان گوجه ای داشت. دورانی که به عنوان یک پدیده در فتح تهران بازی می کرد. او وقتی به پرسپولیس هم پیوست قبل و بعد از تمرین با ماشین خود کار می کرد تا خرج خود را دربیاورد.

 نقل است زمانی که او به دفتر یکی از روزنامه های ورزشی رفته بود، برای آنکه نشان دهد وضع مالی بسیار بدی دارد تمام دارایی اش را رو کرد که یک اسکناس هزار تومانی بود. اوضاع جادوگر البته از سال ها قبل تغییر کرده. او سال ها در دبی در تیم الاهلی بازی کرد و درآمدی میلیاردی کسب کرد.

سپس به بایرن مونیخ رفت و دو سال هم آنجا پول پارو کرد و بعد هم در قطر بازی کرد. این بنیه قوی مالی دست او را برای انواع بیزینس باز گذاشته است. تجارت اصلی او ساخت و ساز است که اگر خودش وقت سر زدن به پروژه هایش را پیدا نکند قطعا فرشید کریمی هوای برادرش را خواهد داشت.

در مقطعی این شایعه به وجود آمده بود که کریمی قصد دارد قید فوتبال بازی کردن را بزند و به تجارتش بپردازد. شایعه ای که هیچ وقت تبدیل به واقعیت نشد. کریمی زمانی با حامد کاویانپور در ساخت و ساز شراکت می کرد اما اتفاقاتی که در این قضیه افتاد راه دو دوست قدیمی را از هم جدا کرد.

کریمی جدا از ساخت و ساز در کار لوازم ورزشی هم دستی بر آتش دارد و از سال ها قبل به همراه خداداد عزیزی یکی از سهامداران پوشاک ورزشی مجید – که متعلق به دکتر مجید ساعدی فر پزشک سابق تیم ملی است – محسوب می شود. این موضوع یکی از دلایلی است که کریمی در بعضی اوقات به کیفیت لباس های تیم ملی گیر می دهد!



کریم باقری


کریم باقری هم جدا از ساخت و ساز، بخش دیگری از درآمدش را صرف خرید کامیون و تریلی کرده تا در حوزه ترانزیت هم حرف هایی برای گفتن داشته باشد. از چندی قبل هم آقا کریم وارد دنیای رستوران داری شده و گفته می شود یکی از رستوران های جدیدالتاسیس روبروی پارک ملت که نام معروفی دارد متعلق به کاپیتان سابق پرسپولیس است که نزدیکانش آنجا را اداره می کنند.



مجتبی جباری


هافبک کلیدی، جنجالی و اکثرا مصدوم استقلالی ها از سال ها قبل به لطف علی انصاری صاحب مغازه ای در بازار موبایل ایران شده. هنوز معلوم نیست که این مغازه کادوی استقلالی ها به او بوده یا اینکه خود مجتبی به واسطه هوش بالایش تصمیم به سرمایه گذاری در خرید و فروش گوشی کرده.



مهدی مهدوی کیا


مهدوی کیا اما یکی از بازیکنانی است که در آلمان هم منزل مسکونی دارد و کلا به داشتن ملک علاقه زیادی نشان داده است. گفته می شود او در تهران هم چندین باب منزل دارد و پول هایش را هم در کار واردات و صادرات تزریق کرده است.

مهدی پیش از تبدیل شدن به یک فوتبالیست معروف در مزرعه پدرش در روستای چشمه اراک کار می کرد. دوستان نزدیک کیا می گویند او حتی زمانی که در آلمان بازی می کرد، در زمان تعطیلات به مزرعه پدرش سر می زد تا در امورات به او کمک کند.



مهرداد میناوند


بازیکن سابق پرسپولیس و تیم ملی از سال ها قبل در پاساژ میلاد نور مغازه عطرفروشی به نام خودش دارد. به جز او پژمان جمشیدی، هافبک سابق تیم های پرسپولیس و پاس هم بخشی از وقتش را در گالری عطر و ادکلن فروشی اش که در کرج واقع است، می گذراند.



غلام پیروانی


شاغلام برخلاف چهره و خلق و خوی سنتی اش، یکی از پولدارترین ورزشی های ایرانی به شمار می رود. ارث به جا مانده از خانواده پدری برای برادران پیروانی خوش یمن بود و در این بین فقط شاغلام بود که علاوه بر حضوری فعال در کار خرید و فروش زمین، شغل پدر را ادامه داد و گاوداری مدرنی که یادگار پدرش بود را حفظ کرد و سرپا نگه داشت. البته به دلیل مشغله شدید کاری، مدیریت این گاوداری را به عهده یکی از نزدیکانش گذاشته و خود فقط گاهگداری به آنجا سر می زند تا خیالش از بابت تنها یادگار پدرش، راحت باشد.



علیرضا منصوریان


جدا از رستورانی که در خیابان گلبرگ دارد زمانی علاوه بر حضور فعال در بازار بورس، یک مغازه بزرگ موبایل و لوازم کامپیوتری داشت که بازیکنان استقبال جزو مشتریان پر و پا قرص مغازه اش بودند و عده زیادی از هواداران استقلال هم فقط به عشق خود علی منصور، خریدهای شان را از مغازه او انجام می دادند.



جواد نکونام


هافبک ایرانی اوساسونای اسپانیا هم یکی از بازیکنانی است که پول هایش را در کارهای تجاری هزینه کرده است تا پس از دوران فوتبالش بتواند با خیالی آسوده روزگار را سپری کند. جواد نکونام به اتفاق چند تن از دوستانش یک شرکت تولید پوشاک و لوازم ورزشی تاسیس کرده بود اما تنها به آن اکتفا نکرده و طبق شنیده ها در شمال کشور یکی از کسانی است که مشغول شهرک سازی است.



شیث رضایی


کاپیتان سابق پرسپولیس که سال وحشتناکی را پشت سر گذاشت به غیر از فوتبال در تجارت هم فعال است و خانه های پیش فروش را خریداری کرده و به مردم می فروشد. گفته می شود شیث قبل از ورود به فوتبال در یکی از شهرک های ساری کشاورزی می کرده.



مازیار زارع


هافبک شمالی سابق پرسپولیس هم دستی در زمین و املاک دارد. او در انزلی که زادگاهش به حساب می آید، زمین خرید و فروش می کند.



فرهاد مجیدی


کاپیتان سابق استقلال سرمایه گذاری های زیادی انجام داده که می توان به طور نمونه به مشارکت در شهرک سازی در دبی و همچنین در شمال کشور اشاره کرد.



یحیی گل محمدی


رستوران داری و کافی شاپ یکی از محبوب ترین شغل های جنبی فوتبالیست هاست و خیلی از آنها حضور فعالی در این حوزه دارند. یحیی گل محمدی قهوه خانه سنتی دارد – گفته می شود آرایشگاهی به نام هنر پرشیا هم متعلق به سرمربی صبا است – رستوران افشین پیروانی در فرحزاد را تقریبا همه فوتبالیست ها می شناسند. هادی شکوری هم تا دو ماه قبل در اکباتان کافی شاپ داشت که گویا آن را فروخته. گفته می شود نیما نکیسا هم در خیابان قائم مقام فراهانی رستوران دارد.



حسین کعبی


بازیکن راه آهن را باید یکی از ملاک های جوان و خوش آتیه در بین فوتبالیست ها به حساب آورد. او معمولا با پول هایی که به دست آورده و می آورد، منزل مسکونی تهیه می کند و آنها را به مردم اجاره می دهد و از این راه به غیر از فوتبال، کسب درآمد می کند.

ازدواج بهترین اسپکر زن و مرد والیبال ایران با یکدیگر (+عکس)

 

آخرین نیوز: «پوریا فیاضی» اسپکر مطرح والیبال ایران که در بازی های جهانی خوش درخشیده بود در ابتدای سال جدید با «مهتا محمدی» بهترین اسپکر والیبال بانوان در سال قبل پیمان زناشویی بست تا این چندمین بار باشد که در والیبال ایران چنین وصلت هایی صورت می گیرد.

در مراسم ازدواج این دو ملی پوش که در منطقه چیتگر برگزار شد چهره های فراوانی از ورزش کشور حضور داشتند.

تصاویری از خودروهای بازیکنان استقلال

Persianv.com At site

ادامه نوشته

تصاویر دلخراش ورزشی

عکس های دل خراش جهان ورزش (+18) - www.taknaz.ir

ادامه نوشته

کاریکاتور: به بهانه حرکت زشت بازیکنان پرسپولیس

بالاخره یکی فردوسی پور را در سرجایش نشاند+ عکس

عادل فردوسي پور در مراسم ختم مرحوم ناصر حجازي

عادل فردوسی‌پور امروز به مراسم ترحیم ناصر حجازی رفته بود. یکی از حاضران در مسجد، وقتی دید فردوسی‌پور سر پا ایستاده و جایی برای نشستن ندارد، به عادل تعارف کرد که جایش بنشیند اما عادل این تعارف را قبول نکرد و سرانجام مرد قوی‌هیکل مجبور شد از زورش برای نشاندن عادل در سر جای خودش استفاده کند!

عقاب از شهر کلاغ ها پرید


اين هم يكي از همان يادداشت‌هاي كليشه‌اي سياه است. همان‌ها كه هزار بار نوشتيم. همان‌ها كه خودش موقع سياه‌نگاري روي كاغذ سر مي‌خورد. معلوم نيست از كجا. شايد همان قسمت مغز جماعت ايراني كه «عزا» را بيشتر دوست دارند. همان گوشه كنارها. پشت مخچه. پس گردن. همانجا كه هميشه يك حجله زده‌اند و عده‌اي نشسته و آرام گريه مي‌كنند.
همانجاست كه خوشش نمي‌آيد در مدح و ستايش كسي چيزي بنويسد. اصولا از زنده جماعت خوشش نمي‌آيد. آدم‌هاي سرپا و پا به توپ به چشمش نمي‌آيند.
حالا يك خبر «مرگ» ديگر او را به غليان آورده است. اين‌بار پرجوش و خروش‌تر از هميشه. عادت است. قرباني هرچقدر بزرگتر و نام‌آورتر جملات بلندتر و كشدارتر. قلم به گريه افتاده است. زار زار گريه مي‌كند. پشيمان است شايد. از تمام آن نقدهايي كه زماني بر «اسطوره»‌نوشت. همان قلم «مغرور»‌كه او را نمي‌پسنديد. همان كه مي‌گفت خوش‌تيپي دليل اسطوره بودن نيست. همان‌كه نمي‌توانست جلال و جبروت يك مرد بلند بالا را ببيند. حالا به استغفار افتاده است. به غلط كردم. صداي هن هنش بند نمي‌آيد. چنگ به صورت مي‌كشد كه چرا چنين كرد و چنان كرد. حالا فرصت دارد كه يكي از همان يادداشت‌هاي كليشه‌اي را بنويسد همان جمله نخ‌نما كه؛ «پهلوان زنده را عشق است».
با خودش و با اين حقيقت كنار نمي‌آيد. كه نمي‌توان از كم و كاستي‌هاي جماعت زنده گذشت چون روزي به آغوش خاك خواهند رفت. مگر اسطوره هرچه كرد درست كرده بود؟ تمام تصميماتش تمام انتخاب‌هايش تمام گفتار و كردارش.
او را بايد همان‌گونه كه بود بپذيريم و باور كنيم. با همان مختصاتي كه سراغ داريم. همان كه روزي شال و كلاه كرد و از خانه‌اش بيرون زد تا «رييس‌جمهور» كشور شود. همان كه دغدغه نان داشت. همان كه روزي منتقد بود و فردايش از در مماشات در‌آمد.
زندگي اسطوره پر از داستان‌هايي آموزنده است براي آنها كه عكسش را بر ديوار دارند و البته در مرگش پيامي ديگر. پيامي عبرت‌آموز از مردي كه زماني عكس قد و بالاي رعنايش با كروات و عينك آفتابي مي‌فروخت. همان صورتي كه قهرمان قصه ما در سطرهاي پاياني زندگي‌اش روي نگاه كردن به آن در آينه را هم نداشت. قصه پرغصه‌اي است ريختن يال و كوپال يك شير. اما قصه‌اي عبرت‌آموز، براي آنكه چشم بينا و گوش شنوايي بر حقايق هستي دارد.
«تيتر يك» رفت تا جلد روزنامه‌ها در حسرتش گريه كنند و رخت عزا بر تن. بايد هم گريه كنند، مالك بي‌چون و چراي خود را از دست داده‌اند. اين مرگ«زبان سرخ» است كه بي‌مهابا از به باد رفتن«سر سبزش» مي‌گفت هر آنچه كه بايد مي‌گفت.
اين مرگ صراحت لهجه است. صراحتي كه سال‌هاست در فوتبال ايران قرباني عشق به صندلي‌ها و پاچه‌ها شده است.
جلدها حسرت خواهند خورد براي حقايق لخت و عوري كه افشايش فقط از زبان او برمي‌آمد.
قهرمان«تيتر يك‌ها» فقط يك‌بار مرد. اگر تمام قهرمانان با پايان دوران قهرماني دو بار مي‌ميرند او فقط و فقط يك‌بار مرد. چرا كه هرگز دوران قهرماني‌اش پاياني نداشت.
رضا خدادادی

عکس جدید پرویز مظلومی!

سرمربی تیم فوتبال استقلال تهران قبل از بازی با السد قطر تغییر چهره داد.

به گزارش سایت رسمی باشگاه استقلال، پرویز مظلومی سرمربی تیم فوتبال استقلال تهران قبل از بازی با السد قطر تغییر چهره داد و با ظاهری جدید روی نیمكت آبی پوشان خواهد نشست.

پرویز مظلومی

مظلومی در اقدامی جالب توجه سبیل‌هایش را تراشید تا با چهره ای جدید، در میادین مربیگری حضور پیدا كند.

مجازات بازی ناجوانمردانه پرسپولیس در مقابل با بنیادکار

در دقیقه پایانی وقت اضافه بازی پرسپولیس- بنیادکار در حالی که نتیجه با حساب 2 بر یک به نفع حریف ازبکی در جریان بود دوباره صحنه گل ناجوانمردانه پرسپولیس ها به استیل آذین ها تداعی شد. توپ از خط کناری زمین بیرون رفت و سپر حیدری برای پرتاپ بلند توپ به درون محوطه 18 اقدام کرد. این صحنه به قدری شبیه صحنه جنجالی بازی با استیل آذین بود که تماشگران نیز واکنش نشان دادند و با تشویق بیشتر خواستار به ثمر رسیدن گل به همان سبک بازی با استیل آذین شدند.

حتی فعل و انفعال پس از پرتاب توپ هم شبیه بازی با استیل آذین بود بطوریکه توپ نهایتا جلوی پای آرفی افتاد اما این بار بر خلاف بازی گذشته توپ او وارد دروازه نشد. البته مجازات پرسپولیسها به همین جا ختم نشد و همین توپ برگشتی تبدیل به گل سوم تیم بنیادکار شد و اینجاست که باید به پرسپولیس ها گفت چوپ خدا صدا ندارد و بدین صورت پر طرفدارترین تیم باشگاهی ایران در آستانه حذف از مسابقات لیگ قهرمانان آسیا قرار گرفت.

ده نمکی: فردوسی‌پور عددی نیست، جوابش را بدهم!

«زیاد تمایل ندارم در خصوص این مساله اظهارنظر کنم اما برای من و علاقمندان اخراجی‌ها اصلا مهم نیست که عادل فردوسی‌پور در برنامه نود چه چیزی گفته است، فردوسی‌پور عددی نیست که بخواهد درباره اخراجی‌ها حرفی بزند.»

عادل فردوسی‌پور در برنامه‌های هفته گذشته خود به دفعات تلاش کرد علاقه خود را به فیم جدایی نادر از سیمین اصغر فرهادی نشان دهد،او که از هر فرصتی برای نشان دادن علاقه خود به این فیلم سینمایی استفاده می‌کرد، در برنامه نود این هفته با زیرکی خاصی کنایه‌ای به رقیب جدی فیلم سینمایی" جدایی نادر از سیمین" زد و در بخش معرفی برنامه نود مدعی شد" اخراجی‌ها" اصلا فیلم خنده‌داری نیست.

شبکه ایران - طعنه مجری و تهیه کننده جنجالی برنامه تلویزیونی نود هرچند زیاد به چشم نیامد اما با واکنش تند مسعود ده‌نمکی نویسنده و کارگردان اخراجی‌ها رو به رو شده به گونه‌ای که صبح امروز سخنان ده‌نمکی علیه عادل فردوسی‌پور در بیشتر رسانه‌های ورزشی دیده می‌شد تا یک بار دیگر سینمایی در حوزه ورزش خبرساز شوند.

مسعود ده‌نمکی که از این ماجرا به شدت ناراحت است، درباره جمله معروف عادل فردوسی‌پور که در برنامه نود علیه اخراجی‌ها به کار برد و گفت:"اگر کسی به اخراجی‌های 3 نخندید،به این ماجرا خندید." می‌گوید:«زیاد تمایل ندارم در خصوص این مساله اظهارنظر کنم اما برای من و علاقمندان اخراجی‌ها اصلا مهم نیست که عادل فردوسی‌پور در برنامه نود چه چیزی گفته است، فردوسی‌پور عددی نیست که بخواهد درباره اخراجی‌ها حرفی بزند.»

در نقل و قول رسانه‌ای که از قول نویسنده و کارگردان فیلم سینمایی اخراجی‌ها3 در رسانه های ورزشی آمده جملات دیگری دیده نمی‌شود اما برخی رسانه‌های خبری از قول ده‌نمکی نوشتند که وی در اینده جوانب بیشتری از این مساله را بازگو خواهد کرد.

برخورد متفاوت مسعود ده‌نمکی و عادل‌فردوسی‌پور به عنوان دو چهره خبرساز برای خیلی از علاقمندان به هنر و ورزش جذاب است به ویژه این که این دو هر یک به سهم خود مخاطبانی دارند و به عنوان چهره‌ای جنجالی شناخته می‌شوند.

پ.ن: فردوسی پور دوشنبه شب در قسمت 90 درجه برنامه 90 که به تیکه پراکنی به بازیکنان و مربیان فوتبال می پردازد خطاب به دروازبان پرسپولیس گفت: حقیقی چون می دانست اخراجی ها اصلا خنده دار نیست به اخطاری ها خندید.

عکس: فقط این خانم حق حضور درکنار پرسپولیسی‌ها را دارد!

به نقل از وب سایت آتی نیوز: عکاسان ورزشی فقط حق دارند از روی سکوها از بازیکنان پرسپولیس عکس بگیرند و فقط عکاس باشگاه که یک آقا است می‌تواند کنار زمین برود و از نزدیک با بازیکنان پرسپولیس همراه باشد.
اما در عکس‌های زیر که از تمرین پرسپولیس گرفته شد این خانم عکاس به راحتی در کنار زمین حضور پیدا کرده که این اتفاق باعث اعتراض عکاسان زحمتکش مطبوعات شده است.

اگرچه در خبر ازدواج یک فوتبالیست با یک خانم خبرنگار ابراز امیدواری کرده بودیم که روابط این دو قشر با یکدیگر بهتر شود اما منظورمان این نوع تبعیض ها نبود.

فقط این خانم حق حضور درکنار پرسپولیسی‌ها را دارد؟ + عکس پرتال تفریحی البرز دانلود fun.alborzdownload.com

فقط این خانم حق حضور درکنار پرسپولیسی‌ها را دارد؟ + عکس پرتال تفریحی البرز دانلود fun.alborzdownload.com

بازتاب رسانه ای پیوستن کیروش به تیم ملی ایران

پيوستن كارلوس كيروش به تيم ملي فوتبال ايران بازتاب‌هاي متفاوتي در رسانه‌هاي مختلف جهان داشت. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، پايگاه خبري ساكرنت پس از امضاي قرارداد كارلوس كيروش با فدراسيون فوتبال ايران با اشاره به اين موضوع در گزارش خود آورد: كارلوس كيروش كه در تابستان گذشته به دليل نتايج بد با تيم ملي پرتغال در جام جهاني از اين تيم اخراج شد و پس از آن نيز به دليل دخالت در كار ماموران كنترل دوپينگ، 6 ماه محروم شده بود، امروز با عقد قراردادي 3 ساله، هدايت تيم ملي فوتبال ايران را تا پايان جام جهاني 2014 برزيل در دست گرفت. ساكرنت در ادامه گزارش خود آورده است: با اين حال محروميت كيروش ماه گذشته لغو شد تا او با قراردادي به ارزش 2 ميليون دلار در هر سال به همراه سه دستيارش هدايت تيم ملي ايران را در سه سال آينده بر عهده بگيرد. البته كيروش پيش از اين در ماه فوريه به دليل آنچه مخالفت اعضاي خانواده‌اش عنوان كرده بود، پيشنهاد ايران را رد كرده بود. ساكرنت در پايان همچنين با اشاره به كارنامه كاري كيروش آورده است: اين مربي پرتغالي پيش از اين به عنوان دستيار اول سر آلكس فرگوسن در منچستريونايتد و همچنين سرمربي رئال مادريد در فصل 2004 ـ 2003 كار كرده بود. كيروش همچنين در مقطعي مربي تيم‌هاي ملي امارات و آفريقاي جنوبي بود. اما سايت يورو اسپورت در تحليل خود از پيوستن كيروش به تيم ملي فوتبال ايران آورده است: كيروش صبح دوشنبه وارد تهران شد تا صحبت‌هاي نهايي را با مسئولان فدراسيون فوتبال ايران انجام دهد و پس از جلسه‌اي با حضور علي سعيدلو، رييس سازمان تربيت بدني ايران، پيشنهاد اين كشور را براي سرمربي‌گري ايران تا پايان جام جهاني 2014 پذيرفت. يورو اسپورت نيز به ماجراي نپذيرفتن پيشنهاد تيم ملي ايران از سوي كيروش به دليل مسائل خانوادگي در ماه فوريه اشاره كرده و در ادامه گزارش خود آورده است: تيم ملي فوتبال ايران در حال حاضر پس از سه قدرت بزرگ آسيا يعني ژاپن، استراليا و كره جنوبي در رده چهارم رنكينگ فيفا قرار دارد و البته انتقادهاي زيادي نيز از مسئولان ورزش اين كشور به خاطر ناكامي‌هاي اخير شده است. تيم ملي ايران جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي را از دست داد و در جام ملت‌هاي آسيا نيز در مرحله يك چهارم نهايي با شكست مقابل كره جنوبي از دور مسابقه‌ها كنار رفت.


همچنين پايگاه خبري اسكاي اسپورتس با اشاره به پذيرفتن پيشنهاد سرمربي‌گري تيم ملي فوتبال ايران از سوي كارلوس كيروش در گزارشي آورده است: مربي 58 ساله پرتغالي كه پس از عملكرد ضعيف در جام جهاني به همراه پرتغال از اين تيم اخراج شده بود امروز با حضور در ايران براي هدايت اين تيم تا سه سال آينده به توافق رسيد. اسكاي اسپورتس در ادامه آورده است: كيروش در بدو ورود به ايران گفته است مهم‌ترين هدف من بردن تيم ملي ايران به جام جهاني 2014 برزيل است. سايت خبري گاردين نيز در گزارشي به حضور كيروش در ايران اشاره كرد. علاوه بر اين پايگاه‌ها چند سايت معتبر ديگر نيز اخباري جداگانه از آمدن كيروش به ايران منتشر كرده و اشاره كردند كه ماموريت اصلي كيروش بردن تيم ملي ايران به جام جهاني 2014 است.

بازتاب رسانه ای شکست امارات از ایران

شبکه‌های "دبی اسپورت" ، "الجزیره اسپورت" و "ابوظبی اسپورت" برخی از این شبکه‌ها بودند که به طور مفصل به بررسی ریز جریانات بازی ایران و امارات پرداختند.

کارشناس الجزیره اسپورت: ایران حتما می بازد!
در این میان یکی از کارشناسان عرب شبکه الجزیره دقایقی قبل از آغاز بازی اظهار داشت: من در چند دهه اخیر به یاد نمی آورم تیمی که صعودش به مرحله بعد بازی‌ها قطعی شده در بازی آخر که جنبه تشریفاتی دارد، 9 تغییر در ترکیب خود انجام دهد.

این کارشناس که خود را بسیار مطلع نشان می داد در ادامه پیش بینی کرد: با این تغییرات به نظر من تیم ملی ایران این بازی را به امارات واگذار خواهد کرد و در نهایت با باخت از کره جنوبی در مرحله بعد حذف می شود.

فضاي اندوه كشور امارات متحده عربي را در بر گرفت. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،‌ در حالي كه پيش از آغاز جام ملت‌هاي آسيا مسوولان فدراسيون فوتبال امارات با رجزخواني‌هايي فوتبال ايران را متزلزل توصيف مي‌كردند، تيم دوم جمهوري اسلامي ايران با سه گل فضاي ماتم را بر كشور امارات حاكم كرد. پس از گل اول ايران گوينده تلويزيون دبي اسپورت با صدايي گرفته گفت: "خلاص." در پي به ثمر رسيدن گل‌هاي دوم و سوم سكوت شبكه‌هاي تلويزيوني عربي را فرا گرفت. شبكه تلويزيوني ورزشي عراق موسوم به "العراقيه اسپورت" با بيان اين مطلب كه تيم ملي ايران يك بار ديگر فوتبال امارات را تحقير كرد، گفت: «افشين قطبي با ذخيره‌هاي خود تاريك‌ترين روز فوتبال امارات را رقم زد. پس از فاجعه حذف تحقيرآميز تيم ملي عربستان، نزول فوتبال امارات متحده عربي بارزترين مشخصه سراشيبي سقوط فوتبال كشورهاي ثروتمند عربي منطقه بود.» اين شكست به قدري براي اماراتي‌ها سنگين بود كه گزارشگر اماراتي اسامي گويندگان و مجريان برنامه‌هاي تلويزيوني اين كشور را به اشتباه بيان مي‌كرد. در همين حال مفسران شبكه دبي اسپورت با رد صحبت‌هاي كاپيتان تيم ملي امارات، "سبيط خاطر" كاپيتان تيم ملي امارات و "اسماعيل مطر" به بي‌تفاوتي بازيكنان اين تيم در مقابل تيم ملي ايران اظهار تاسف كرد و توجيه‌هاي آنان را نپذيرفت. در همين حال تلويزيون الجزيره اسپورت در تحليلي جامع از اين ديدار گفت: «تيم ملي ايران در يك بازي تمريني تيم ملي امارات را از پيش رو برداشت تا آماده رويارويي با تيم ملي كره جنوبي باشد.» شبكه‌هاي تلويزيوني امارات امروز را براي فوتبال اين كشور روزي سياه ناميدند و اعلام كردند در ديداري كه براي پيروزي آماده شده بوديم، شكست سنگيني را پذيرفتيم.

پس از پيروزي مقتدرانه تيم ملي كشورمان خبرنگار البيان امارات با اظهار نظر جالبي عنوان كرد كه تيم دوم ايران به مراتب قدرتمندتر از تيم اول است.

*پس از گل دوم ايران، آناليزورهاي كره‌جنوبي اقدام به ترك ورزشگاه كردند.

*بيشتر توجه كادر فني كره‌جنوبي مورد ارزيابي قراردادن غلامررضا رضايي مهاجم تيم ملي كشورمان بود.

*هواداران تيم ملي كشورمان پس از پيروزي تيم ملي اقدام به سر دادن شعار افشين امپراطور كردند. در ادامه تشويق هوادارن تيم ملي، شعار "امارات باي باي " توجه افراد داخل ورزشگاه را جلب كرده بود.

ماریا شاراپوا نامزد کرد

ماریا شاراپوا تنیس باز و مدل معروف روسی با یک ستاره بسکتبال آمریکا نامزد کرد.

ادامه نوشته

تحلیل بازی ایران و برزیل +حاشیه ها

۱. بازنده‌ی سربلند از آن عبارات متناقض و درک‌نشدنی‌ست. تیمی که سه گل خورده و گلی نزده، بازی را باخته و در همه‌ی این‌ها سربلندی‌ای وجود ندارد. سربلندی فقط مال کسانی‌ست که در یک بازی عادلانه، با رعایت موازین و قوانین بازی، به پیروزی برسند. پس ما امشب یک تیم بازنده بودیم و دیگر واقعا فرقی ندارد که رقیب‌مان پرافتخارترین تیم دنیا بوده یا کم افتخارترین.

 ٢.عادل فردوسی‌پور معتقد بود که ما می‌‌توانستیم بهتر بازی کنیم. از این بهتر بازی کردن‌ها، در مقابل تیم‌های بزرگ، در حافظه‌ی نگارنده لااقل چیزی پیدا نمی‌شود جز لگدی بر صورت فیگو، دفاع یازده نفره جلو دانمارک، دریافت پنج گل مقابل اتریش و آث‌رم، و در بهترین خاطره موجود خوردن دو از آلمان و دریبل‌های کریمی در آن بازی.

 ٣.اما در تیم بازنده‌ی امشب هم نکات مثبتی بود. مهدی رحمتی نشان داد که دروازه‌بان قابل اتکایی‌ست حتی اگر سه گل بخورد. حاج‌صفی مقابل بازیکنان بزرگ دنیا، با اعتماد به نفس به توپ ضربه می‌زد. محمد غلامی مهاجمی‌ست که از کوچک‌ترین فرصت‌ها برای گل زدن استفاده می‌کند. تیم ایران برعکس گذشته که جلو تیم‌های بزرگ با ترس زیر توپ می‌زد، در این بازی، با ترس حفظ توپ می‌کرد. ترس هم‌چنان در اغلب بازیکنان دیده می‌شود اما با ترس حفظ توپ کردن، یک قدم جلوتر از با ترس زیر توپ زدن است.

 ٤.مجله‌ی همشهری جوان قبل از این دیدار، در بازی «فیفا وردکاپ»، ایران و برزیل را به مصاف هم فرستاده بود. نتیجه در بازی کامپیوتری یک بر صفر به سود برزیل تمام شده بود. خب ما در بازی واقعی دو گل بیش‌تر خوردیم اما نکته‌ی جالب در این است که در بازی کامپیوتری، میلاد میداوودی در دقیقه‌ی ٩٠، موقعیت گل تک به تک را به اوت می‌زند. انگار دیگر بازی‌های تیم ملی ایران خیلی هم غیرقابل پیش‌بینی نیست. این اصلا اتفاق بدی نیست حتی اگر پیش‌بینی‌پذیر بودن‌مان در خراب شدن موقعیت تک به تک توسط مهاجم‌مان باشد!

٥.خوب است که توقع ما از تیم ملی‌مان بالاست. اما همین توقع بالا، در هر زمینه، وقتی خیلی دور از واقعیت باشد، موجب سرخورده‌گی و افسرده‌گی می‌شود. هنوز درک نکرده‌ایم که چرا چهار سال پیش توقع داشتیم که پرتقال را شکست بدهیم، رسیده‌ایم به جایی که دوست داریم برزیل را هم ببریم. شرایط ما جوری‌ست که هنوز بزرگ‌ترین تیم‌های‌مان استادیوم اختصاصی ندارند. مربی‌ای داریم به نام فیروز کریمی که اعتقاد دارد مردم دیدن بازی تیم فعلی او را به دیدن بازی ایران-برزیل ترجیح می‌دهند. فقط دو بازیکن در لیگ‌های اروپایی داریم. مصطفی دنیزلی آخرین مربی بزرگ خارجی بوده که به ایران آمده و از آن موقع نزدیک به چهار سال می‌گذرد. تیم جوانان‌مان در دو بازی پنج گل می‌خورد و گلی نمی‌زند. تیم امیدمان با ویتنام یک‌-یک مساوی می‌کند و بین چهار تیم، دوم می‌شود. این شرایط ماست. واقعا با بودن در چنین موقعیتی توقع داریم که برزیل را شکست بدهیم؟

6.گرسنه‌گی و تشنه‌گی اگر توام با استعداد و توانایی باشد، معیار بدی برای حضور در تیم ملی نیست. اما واقعن باید بپذیریم که بازیکنی مثل کریم انصاری‌فر، گرسنه‌تر و تشنه‌تر از میلاد می‌داوودی است؟ دیگر درباره‌ی استعداد و توانایی این دو نفر، بحث و مقایسه نمی‌کنیم.

 ٧.همه‌ی بازیکنان برزیل نبودند. البته منظورمان از تمام بازیکنان با نگاه خیابانی‌وار نیست که بگوییم روماریو و رونالدو و رونالدینیو نبودند. برزیل هم مسلما مثل یک بازی رسمی، انرژی نگذاشت اما یک چیز را فراموش نکنید. برزیل نیامده بود جوری بازی کند که جلو ما بارها توپ‌ها را تحت فشار از دست بدهد و ما تیر دروازه‌اش را به لرزه دربیاوریم و گل بزنیم و بخشی از بازی را با پاس‌کاری‌های در عرض‌مان در اختیار بگیریم و ریتم بازی‌اش را بشکنیم. ما در مقابل همین برزیل نه خیلی کامل، بعضی مواقع خوب بازی کردیم و تیم حریف را تحت تاثیر قرار دادیم.

٨. کریم بافری هم بالاخره در خداحافظی هت‌تریک کرد و از تیم‌ملی برای همیشه کنار رفت. بد نیست حالا یادی هم از دیگر بازیکنان آن نسل بکنیم. آن نسل دو دفاع داشت به نام‌های پیروانی و اکبر استاداسدی که همیشه توپ را از زمین خودی شوت می‌کردند در زمین حریف و معمولن هدف‌شان هم مشخص نبود. وقتی این چیزها را به یاد می‌آوریم، واقعا باید تلاش نصرتی و حسینی را ستود که سعی می‌کردند بازی سازی را از دفاع شروع کنند. البته این‌که چه‌قدر موفق بودند، بماند. اما مهم این است که لااقل تلاش‌شان را می‌کردند.

٩. همه می‌گفتند جای علی کریمی در این بازی خالی‌ست. واقعا خالی بود اما با شناختی که از کریمی داریم، هیچ بعید نبود در اوج بی‌انگیزه‌گی بازیکنان برزیل را دریبل کند و بعد توپ را بزند توی اوت. کاش در فوتبال ایران می‌شد یک موجود فرانکشتاینی درست کرد که روحیه‌ی عابدزاده را داشته باشد، تکنیک و استعداد کریمی را به اضافه‌ی جاه‌طلبی دایی و سیستم‌پذیر بودن نکونام. اما خب هیچ انسانی کامل نیست. برای همین روحیه‌ی خوب شجاعی که می‌خواست برزیلی‌ها را دریبل بزند، هرگز با استعداد و تکنیکی هم‌پای کریمی جمع نخورد و برای همین هم بازیکنان برزیل تمام توپ‌های شجاعی را گرفتند.

 ١٠.اگر حافظه‌ای قوی نداشته باشید اما باز حتما بازی ایران-استرالیا را به خاطر دارید. در آن بازی که فخر ایرانیان است، ما تمام مدت زیر توپ می‌زدیم، استرالیا موقعیت‌های بی‌شماری داشت اما ما فقط با داشتن دو فرصت گل، بازی را مساوی و به جام‌جهانی صعود کردیم. برای همین آن بازی در حافظه‌ی همه مانده است. نتیجه. نتیجه گرفتن خیلی مهم است. وگرنه زدن به تیر دروازه‌ی برزیل و خراب کردن تک به تک و حتا گل سالم اما مردود شده توسط داور، وقتی همراه با نتیجه نباشد، به هیچ دردی نمی‌خورد و نمی‌شود با آن به کشورهای بی‌فوتبالی مثل مالدیو هم فحر فروخت؛ چه برسد به فخرفروشی جهانی. پس بهتر است تمام موقعیت‌های از دست رفته و تیر دروازه‌ و اشتباه داور را فراموش کنیم و یک چیز را به خاطر بسپاریم. ما سه بر صفر به برزیل باختیم. ای.

هژبر رضوانی

اما حاشیه ها:

با وجود جمعیت 300 هزار نفری ایرانیها در امارات اما استقبال آنها از این بازی کمتر از حد انتظار بود بطوریکه نهایتا 5 تا 8 هزار ایرانی از این دیدار در وزشگاه دیدن کردند.

حاشیه دوم به نحوه پوشش تصویری صدا وسیما برای این بازی باز می گشت بطوریکه کسانی که این بازی را از شبکه های ابوظبی یا دبی اسپورت تماشا کردند متوجه شدند جای دو تیم در شبکه 3 و این شبکه ها تفاوت دارد(گویا دوربین ها متفاوت بوده است).

تبلیغات شبکه ماهواره ای Pmc  در کنار تبلیغات شرکت های وطنی در دور زمین دیده می شد.

حضور مجری برنامه های شبکه 3 (حاجیلو) بر نیمکت تیم ملی باعث تعجب همگان شد همانطور که می دانید فقط بازیکنان و کادر فنی حق نشستن بر نیمکت تیم ملی را دارند.

از جمله اتفاقات جالب این بازی پیش بینی درست سفیر برزیل در ایران بود. او روز قبل از بازی مدعی شده بود برزیل ایران را با نتیجه سه بر صفر می برد!!!!

کاش خاک خودت را می بوسیدی اسطوره!

1)كريم باقري حالا آماده مي‌شود تا پنجشنبه شب براي آخرين بار بازوبند كاپيتاني تيم ملي كشورمان را بر بازو ببندد و در همان كشوري كه آخرين گل ملي مهمش را به ثمر رساند، از ميادين ملي خداحافظي كند. خيلي‌ها از وداع شماره شش جاودانه تاريخ فوتبال ايران به عنوان «اتفاق ويژه» مسابقه با برزيل ياد مي‌كنند. شايد حق با آنها باشد، اما دلايل قابل تاملي وجود دارد براي آنكه نتوان از اين رخداد خاص، لذت برد و به استقبالش شتافت. مهمترين اين عوامل اين است؛ آيا حق اسطوره فوتبال ايران، خداحافظي در خاك غربت است؟ آن هم غربتي كه اين روزها سخت «غريب» مي‌پنداريمش؟!


2) برگزاري بازي خداحافظي در فوتبال ايران، رسم چندان مالوفي نيست. توجه دوباره به همان اندك مسابقاتي كه تحت اين عنوان برگزار شده‌اند، به خوبي نشان مي‌دهد مسوولان و متوليان مربوطه عمدتا سعي كرده‌اند از فرصت‌هاي موجود براي قدرداني از ستارگان استفاده كنند، نه اينكه به دنبال «فرصت‌سازي» باشند. با شكوه‌ترين مسابقه خداحافظي تاريخ فوتبال ما، در حالي براي فرشاد پيوس ترتيب داده شد كه اصولا اگر پاي وداع آقاي گل قرمزها هم در ميان نمي‌بود، باز آن داربي معروف برگزار مي‌شد؛ چه اينكه فلسفه دعوت بايرن مونيخ به تهران هم در درجه اول جشن گرفتن خداحافظي عابدزاده نبود و بعد از نهايي شدن كار، اين بخش مهيج نيز به آن بازي مفيد و به ياد ماندني افزوده شد.
فقدان طرح و برنامه‌ از پيش تعيين شده براي قدرداني از بازيكنان بازنشسته در حالي يكي از هزار كاستي فوتبال ايراني محسوب مي‌شود كه در همين نمونه آخر- خداحافظي كريم باقري- نيز سوءمديريت و بي‌تدبيري موج مي‌زند. چه، اگر انديشه‌اي پويا و خردمند در كار بود، هرگز اجازه نمي‌داد ستاره درخشان آسمان فوتبال ايران و دومين گلزن ادوار بازي‌هاي ملي كشورمان، در حاشيه مسابقه‌اي باد‌آورده و در كشوري بيگانه- به شدت «بيگانه» - از بازي‌هاي ملي خداحافظي كند.


3) آنچه در پروژه وداع دادن كريم باقري در بازي با برزيل و نيز تلاش براي تقدير از بازيكناني نظير علي كريمي، مهدوي‌كيا، وحيد هاشميان، خداداد عزيزي و حتي علي دايي در حاشيه اين مسابقه رخ داد را نمي‌توان به حساب «حسنات» فدراسيون فوتبال نوشت و با تلقي كردن اين تلاش به عنوان نوعي «فرصت‌طلبي»، از آن به نيكي ياد كرد. اين، بيشتر شبيه نوعي «سوءاستفاده» از مسابقه‌اي تداركاتي است كه قبل از نمايشي و تشريفاتي بودن، مي‌تواند محكي مناسب براي تيمي باشد كه با تركيب كامل و قطعي‌اش حضور درخشان در جام‌ملت‌هاي آسيا را تست مي‌‌كند. اگر فدراسيون واقعا خودش را موظف به قدرداني از تلاش نسل درخشاني از ستاره‌هاي فوتبال كه در آستانه بازنشستگي قرار گرفته‌اند مي‌داند- كه بايد بداند- لازم است تلاش كند، زحمت بكشد، سرمايه بگذارد و با دعوت از تيمي بزرگ صرفا به همين منظور، به تجليل از عملكرد ستارگاني بپردازد كه سال‌ها شور و شادي و شعف را به خانه هم‌ميهنان‌مان مي‌آورده‌اند. در غير اين صورت، بهره‌برداري جاه‌طلبانه از مسابقه‌اي كه بايد برايمان دستاوردهاي فني به همراه داشته باشد، هم تمركز تيم را به هم مي‌زند و هم رفتاري دور از شان واقعي اسطوره‌‌اي مثل كريم باقري – كه حقش بيش از اينهاست – تلقي مي‌شود. اي كاش سرانجام روزي ياد بگيريم هر اتفاقي در زمان و مكان مناسب خودش نيكوست.


4) سهم كريم باقري اين نبود. خداحافظي روي خاك سرزميني كه مردان گستاخ و تازه به دوران رسيده‌اش ‌به آب و خاك آبا و اجدادي‌‌مان نظر سوء دارند، حق فرزند برومند و آذري ايرانيان نبود. كريم بايد همين جا، پيش چشم مردماني كه برايشان گل زد و در پيشگاه حنجره‌هايي كه «كانتونا»يش كردند و روي خاكي كه ذره ذره‌اش بوي آشنايي مي‌داد، به روزهاي شيرين بازي‌هاي ملي‌اش پايان مي‌داد. نه آقاكريم، چهار گوشه ميداني كه پنجشنبه شب بر آن بوسه مي‌زني، بوي «ايران» نمي‌دهد... افسوس!

رسول بهروش

دبي اسپورت:حذف پوهانگ مهم‌ترين رويداد فوتبال آسيا در سال 2010 است

تلويزيون دبي اسپورت با تبريک صعود ذوب آهن ايران به مرحله نيمه نهايي ليگ قهرمانان آسيا، حذف پوهانگ کره جنوبي مدافع اين جام را در جمع هواداران کره‌اي، مهم‌ترين رويداد اين جام و فوتبال آسيا در سال 2010 برشمرد.

گزارشگر دبي اسپورت با تحسين شيوه مربي‌گري منصور ابراهيم زاده در تيم ذوب آهن گفت: همان گونه که انتظار مي‌رفت جريان بازي به ميل و خواسته پوهانگ و هواداران اين تيم نشد و پس از شکست تيم ملي کره جنوبي توسط تيم ايران در سئول، اين بار نوبت ذوب آهن بود که با استفاده از ساختار تيمي و قلدري و اجراي بازي محکم و مبتني بر برنامه‌ريزي، قهرمان کره جنوبي و ليگ قهرمانان آسيا را در جمع هوادارانش متوقف و حذف کند.

دبي اسپورت با تحسين تواضع و تفکر منصور ابراهيم زاده گفت: خصوصيات حرفه‌اي خلعتبري در ضربه مرگبار او به تيم کره‌اي يک پيروزي شيرين را براي تيم ايراني به ارمغان آورد. مفسر دبي اسپورت به تحليل قواي تيم پوهانگ به دليل ارائه بازي قابل قبول ذوب آهن اشاره کرد و گفت: تمرکز براي رسيدن به پيروزي از تيم کره‌اي سلب شده بود و همين روند باعث حذف کره‌اي‌ها در خانه و در مرحله حساس يک چهارم نهايي شد.

عرب‌ها که ذوب آهن را تاکتيک‌پذيرترين تيم فوتبال باشگاهي در ايران مي‌دانند با ستايش از شهاب‌الدين گردان دروازه‌بان ذوب آهن بارها اسم او را به اشتباه گردان شهاب‌الدين اعلام و مي‌گفتند، ذوب آهن در مرحله نيمه نهايي حريف سختي براي الهلال خواهد بود که احتمالا از سد الغرافه قطر خواهد گذشت. باخت پوهانگ به تيم ايراني ذوب آهن بشدت هواداران پوهانگ را عصباني و شوکه کرده است و آن‌ها باور نمي‌کردند در خانه خود شاهد برپايي جشن تيم سفيدپوش ايراني باشند. گوينده کره‌اي نيز پس از گل خلعتبري روند گزارش بازي را از دست داد و گفت گرفتن امتياز از اين تيم قلدر و تاکتيکي ايراني بسيار سخت بود و تفکرات مربي پوهانگ در مقابل همتاي ايراني‌اش بشدت نزول کرد تا شاهد گل بازيکنان تکنيکي تيم ملي ايران و ذوب آهن در شبي تلخ باشيم.

عکس: صحنه خرد شدن استخوان پای لیونن مسی

پان ترکیسم و سوء استفاده از فوتبال

على دایى: اینجا ایران است و آذربایجان هم بخشى از آن/ تمام مسئله در همین است و بس. ای کاش نیاز به هیچ توضیح اضافه ای نبود. در تبریز به دو اسطوره ترک فوتبال ایران توهین می شود. چرا؟ دلیل آن تنها در پانترکیسم نهفته است. همان عده ای که برای فوتبال به ورزشگاه نمی آیند، همان عده که هر گاه فوتبال با سیاست از طرف حکومت مخلوط می شود، فریادشان گوش فلک را کر می کند اما خود هر گاه و بیگاه فوتبال را با تفکرات نژاد پرستی و جدایی طلبی خود مخلوط می کنند و حاصلش چیزی می شود که می بینیم، یک پانترک یک ترک را تحمل نمی کند و در مقام توهین بر می آید.

تضاد قرمز و آبی در تاریخ ایران ثبت شده است اما در این میان کریم باقری، نامی که همه می شناسیم. کریم یک قرمز است اما آبی ها که خونشان با دیدن هر قرمزی به جوش می آید همیشه سر تعظیم در برابر این الگوی اخلاق فرود آورده اند. این نشان از بزرگی آبی ها می دهد که اخلاق و انسانیت را فدای علاقه فردي نمی کنند اما وقتی پانترکیسم آنچنان پیش می رود که یک ترک را که آبروی ایران و آذربایجان است را تحمل نمی کند، خبرهای بدی می رسد.

علی دایی در کنفرانس خبری بعد از بازی تیمش با شهرداری تبریز می گوید: «کجاى دنیا را سراغ دارید که این طور به همشهرى خود توهین کنند؟ کجا دیده‌اید که پشت دروازه حریف چنین حرکاتى صورت گیرد؟ من على دایى، اهل آذربایجان هستم. به نظر شما چون اهل آذربایجانم باید تیمم را طورى به زمین بفرستم که ۱۰ گل بخورد؟ اگر این کار را بکنم دیگر بى‌غیرت و بى‌شرف نیستم»؟ «بى‌غیرت و بى‌شرف خودشان هستند که چنین توهینى را ۹۰ دقیقه به من و کریم باقرى کردند. چطور مى‌توانند به کریم باقرى که جوانى خود را براى فوتبال آذربایجان گذاشته است توهین کنند؟ مردم آذربایجان باید الگو باشند نه اینکه به خاطر بازى همشهریشان در تیم مقابل او را اذیت کنند. همه جاى ایران فوتبال را به نام کریم باقرى مى‌شناسند». واقعن بی غیرت و بی شرف چه کسانی هستند؟ آنان که برای ایران می جنگدند؟ یا آنان که بر علیه ایران می جنگند؟ آنکه توهین می کند بی شرف است؟ یا آنکه جوانی اش را برای آذربایجان گذاشته است؟ «اینجا ایران است و آذربایجان هم جزیى از این کشور. متاسفانه برخى‌ها به این مسئله توجهى ندارند و با حضور در ورزشگاه دنبال مسائلى دیگر هستند. آنها براى فوتبال به ورزشگاه نمى‌آیند و اهدافى دیگر را دنبال مى کنند. چرا باید در ورزشگاه یادگار امام آتاتورک تشویق شود»؟ «در تهران هم همین هواداران به کریم باقرى توهین کردند و با بطرى آب او را زدند. چرا نباید قبول کنید که ما همه از یک مملکت هستیم. آذربایجانى، ترک، عرب، کرد همه متعلق به ایران است. این را بفهمید. مسائل دیگر را وارد فوتبال و ورزش نکنید».

اما نکته فقط و فقط در همین جا است که عده ای که در مقام فحش و توهین به علی دایی و کریم باقری یا هر ایرانی وطن پرست دیگری بر می آیند تنها مشکلشان ایران است و بس. علی دایی خیلی سعی دارد به همان عده کوچک جدایی طلب بفهماند که ایران متعلق به همه است و اینکه مسائل غیرفوتبال نباید وارد ورزش شود اما همان عده جدایی طلب چنان خود را به خواب زده که با این تلنگر ها بیدار نمی شوند. جماعتی که آتاتورک را تشویق می کنند و به کریم باقری توهین!

علي دايي: تاكيد مي‌كنم كه اين جا ايران است و همه ما ايراني هستيم

متاسفم كه به كريم باقري در شهر خودش توهين مي‌شود. از يك طرف خياباني را در تبريز به نام او مي‌كنند و از طرف ديگر در تمام طول بازي به او فحاشي مي‌كنند. تاكيد مي‌كنم كه اين جا ايران است و همه ما ايراني هستيم.
ایلنا: علي دايي ، سرمربي پرسپوليس ، دركنفرانس خبري پس از تساوي مقابل شهرداري تبريز داور را متهم كرد كه به خاطر جو ورزرشگاه كاري كرده كه نتيجه مساوي تمام شود.

سرمربي پرسپوليس بعد ازبازي در حالي كه به شدت از شعارهاي طرفداران تبريزي و ناراحت به نظر مي رسيد ، گفت :«بازي كه همه‌اش فحش باشد، كجاي دنيا ديده‌ايد؟

آنهايي كه من و كريم را بي‌غيرت ناميدند،براي ديدن بازي به استاديوم نيامده بودند،بلكه مسايل ديگر برايشان مهم بود. متاسفم كه به كريم باقري در شهر خودش توهين مي‌شود.

از يك طرف خياباني را در تبريز به نام او مي‌كنند واز طرف ديگر در تمام طول بازي به او فحاشي مي‌كنند. تاكيد مي‌كنم كه اين جا ايران است و همه ما ايراني هستيم. آيا چون من مربي پرسپوليس هستم، بي‌غيرتم. با كوچكترين مساله‌يي در تهران پرسپوليس را محروم مي‌كنند، اما در اين جا خبري از جريمه و محروميت نيست. »

او در جواب خبرنگاري كه بازي پرسپوليس را ضد فوتبال خواند، گفت:« آيا تيمي كه بعد از گل خودش دو موقعيت به دست مي‌آورد كه يكي از آنها را به تير دروازه مي‌خورد، ضد فوتبال بازي مي‌كند؟ دروازه‌باني كه سرش پاره شده و مجبور مي‌شود كه آن را باندپيچي كند، وقت تلف كرده؟ لطفا كمي انصاف داشته باشيد.»

داور بازي 7 دقيقه وقت اضافه گرفت و تيم شهرداري درست در دقيقه هفتم گل مساوي را زد.دايي معتقد بود كه اين معتقد بود كه وقت تلف زيايد اعلام شده است:« در دقيقه88 بازيكن ما مصدوم شد. آيا بايد داور براي آن هفت دقيقه وقت اضافه بگيرد؟ جو سنگين ورزشگاه روي قضاوت داورهم تاثير مي‌گذارد و داور مجبور مي‌شود بازي را با نتيجه مساوي به پايان ببرد. »

اين دومين بار بود كه پرسپوليس در آن طرف دقيقه 90 پيروزي را با تساوي عوض كرد.دايي دراين باره گفت:«متاسفانه 2 امتياز ديگر از دست داديم. ماگل مي‌زنيم اما بايد گل‌‌هاي بيشتري بزنيم. چهار بازيكن به تيم ملي تحويل داده‌ايم كه سه نفر آنها مصدوم برگشته‌اند. »

او گفت به دنبال جذب مهاجم و تلاش مي كند بابازيكنان جديد مشكلات گل زدن تيمش را حل كند.

در همه زمان كنفرانس خبري ، خبرنگاران تبريزي و دايي بارها ميان حرف هم پريدند.