تحلیل بازی ایران و برزیل +حاشیه ها
۱. بازندهی سربلند از آن عبارات متناقض و درکنشدنیست. تیمی که سه گل خورده و گلی نزده، بازی را باخته و در همهی اینها سربلندیای وجود ندارد. سربلندی فقط مال کسانیست که در یک بازی عادلانه، با رعایت موازین و قوانین بازی، به پیروزی برسند. پس ما امشب یک تیم بازنده بودیم و دیگر واقعا فرقی ندارد که رقیبمان پرافتخارترین تیم دنیا بوده یا کم افتخارترین.
٢.عادل فردوسیپور معتقد بود که ما میتوانستیم بهتر بازی کنیم. از این بهتر بازی کردنها، در مقابل تیمهای بزرگ، در حافظهی نگارنده لااقل چیزی پیدا نمیشود جز لگدی بر صورت فیگو، دفاع یازده نفره جلو دانمارک، دریافت پنج گل مقابل اتریش و آثرم، و در بهترین خاطره موجود خوردن دو از آلمان و دریبلهای کریمی در آن بازی.
٣.اما در تیم بازندهی امشب هم نکات مثبتی بود. مهدی رحمتی نشان داد که دروازهبان قابل اتکاییست حتی اگر سه گل بخورد. حاجصفی مقابل بازیکنان بزرگ دنیا، با اعتماد به نفس به توپ ضربه میزد. محمد غلامی مهاجمیست که از کوچکترین فرصتها برای گل زدن استفاده میکند. تیم ایران برعکس گذشته که جلو تیمهای بزرگ با ترس زیر توپ میزد، در این بازی، با ترس حفظ توپ میکرد. ترس همچنان در اغلب بازیکنان دیده میشود اما با ترس حفظ توپ کردن، یک قدم جلوتر از با ترس زیر توپ زدن است.
٤.مجلهی همشهری جوان قبل از این دیدار، در بازی «فیفا وردکاپ»، ایران و برزیل را به مصاف هم فرستاده بود. نتیجه در بازی کامپیوتری یک بر صفر به سود برزیل تمام شده بود. خب ما در بازی واقعی دو گل بیشتر خوردیم اما نکتهی جالب در این است که در بازی کامپیوتری، میلاد میداوودی در دقیقهی ٩٠، موقعیت گل تک به تک را به اوت میزند. انگار دیگر بازیهای تیم ملی ایران خیلی هم غیرقابل پیشبینی نیست. این اصلا اتفاق بدی نیست حتی اگر پیشبینیپذیر بودنمان در خراب شدن موقعیت تک به تک توسط مهاجممان باشد!
٥.خوب است که توقع ما از تیم ملیمان بالاست. اما همین توقع بالا، در هر زمینه، وقتی خیلی دور از واقعیت باشد، موجب سرخوردهگی و افسردهگی میشود. هنوز درک نکردهایم که چرا چهار سال پیش توقع داشتیم که پرتقال را شکست بدهیم، رسیدهایم به جایی که دوست داریم برزیل را هم ببریم. شرایط ما جوریست که هنوز بزرگترین تیمهایمان استادیوم اختصاصی ندارند. مربیای داریم به نام فیروز کریمی که اعتقاد دارد مردم دیدن بازی تیم فعلی او را به دیدن بازی ایران-برزیل ترجیح میدهند. فقط دو بازیکن در لیگهای اروپایی داریم. مصطفی دنیزلی آخرین مربی بزرگ خارجی بوده که به ایران آمده و از آن موقع نزدیک به چهار سال میگذرد. تیم جوانانمان در دو بازی پنج گل میخورد و گلی نمیزند. تیم امیدمان با ویتنام یک-یک مساوی میکند و بین چهار تیم، دوم میشود. این شرایط ماست. واقعا با بودن در چنین موقعیتی توقع داریم که برزیل را شکست بدهیم؟
6.گرسنهگی و تشنهگی اگر توام با استعداد و توانایی باشد، معیار بدی برای حضور در تیم ملی نیست. اما واقعن باید بپذیریم که بازیکنی مثل کریم انصاریفر، گرسنهتر و تشنهتر از میلاد میداوودی است؟ دیگر دربارهی استعداد و توانایی این دو نفر، بحث و مقایسه نمیکنیم.
٧.همهی بازیکنان برزیل نبودند. البته منظورمان از تمام بازیکنان با نگاه خیابانیوار نیست که بگوییم روماریو و رونالدو و رونالدینیو نبودند. برزیل هم مسلما مثل یک بازی رسمی، انرژی نگذاشت اما یک چیز را فراموش نکنید. برزیل نیامده بود جوری بازی کند که جلو ما بارها توپها را تحت فشار از دست بدهد و ما تیر دروازهاش را به لرزه دربیاوریم و گل بزنیم و بخشی از بازی را با پاسکاریهای در عرضمان در اختیار بگیریم و ریتم بازیاش را بشکنیم. ما در مقابل همین برزیل نه خیلی کامل، بعضی مواقع خوب بازی کردیم و تیم حریف را تحت تاثیر قرار دادیم.
٨. کریم بافری هم بالاخره در خداحافظی هتتریک کرد و از تیمملی برای همیشه کنار رفت. بد نیست حالا یادی هم از دیگر بازیکنان آن نسل بکنیم. آن نسل دو دفاع داشت به نامهای پیروانی و اکبر استاداسدی که همیشه توپ را از زمین خودی شوت میکردند در زمین حریف و معمولن هدفشان هم مشخص نبود. وقتی این چیزها را به یاد میآوریم، واقعا باید تلاش نصرتی و حسینی را ستود که سعی میکردند بازی سازی را از دفاع شروع کنند. البته اینکه چهقدر موفق بودند، بماند. اما مهم این است که لااقل تلاششان را میکردند.
٩. همه میگفتند جای علی کریمی در این بازی خالیست. واقعا خالی بود اما با شناختی که از کریمی داریم، هیچ بعید نبود در اوج بیانگیزهگی بازیکنان برزیل را دریبل کند و بعد توپ را بزند توی اوت. کاش در فوتبال ایران میشد یک موجود فرانکشتاینی درست کرد که روحیهی عابدزاده را داشته باشد، تکنیک و استعداد کریمی را به اضافهی جاهطلبی دایی و سیستمپذیر بودن نکونام. اما خب هیچ انسانی کامل نیست. برای همین روحیهی خوب شجاعی که میخواست برزیلیها را دریبل بزند، هرگز با استعداد و تکنیکی همپای کریمی جمع نخورد و برای همین هم بازیکنان برزیل تمام توپهای شجاعی را گرفتند.
١٠.اگر حافظهای قوی نداشته باشید اما باز حتما بازی ایران-استرالیا را به خاطر دارید. در آن بازی که فخر ایرانیان است، ما تمام مدت زیر توپ میزدیم، استرالیا موقعیتهای بیشماری داشت اما ما فقط با داشتن دو فرصت گل، بازی را مساوی و به جامجهانی صعود کردیم. برای همین آن بازی در حافظهی همه مانده است. نتیجه. نتیجه گرفتن خیلی مهم است. وگرنه زدن به تیر دروازهی برزیل و خراب کردن تک به تک و حتا گل سالم اما مردود شده توسط داور، وقتی همراه با نتیجه نباشد، به هیچ دردی نمیخورد و نمیشود با آن به کشورهای بیفوتبالی مثل مالدیو هم فحر فروخت؛ چه برسد به فخرفروشی جهانی. پس بهتر است تمام موقعیتهای از دست رفته و تیر دروازه و اشتباه داور را فراموش کنیم و یک چیز را به خاطر بسپاریم. ما سه بر صفر به برزیل باختیم. ای.
هژبر رضوانی
اما حاشیه ها:
با وجود جمعیت 300 هزار نفری ایرانیها در امارات اما استقبال آنها از این بازی کمتر از حد انتظار بود بطوریکه نهایتا 5 تا 8 هزار ایرانی از این دیدار در وزشگاه دیدن کردند.
حاشیه دوم به نحوه پوشش تصویری صدا وسیما برای این بازی باز می گشت بطوریکه کسانی که این بازی را از شبکه های ابوظبی یا دبی اسپورت تماشا کردند متوجه شدند جای دو تیم در شبکه 3 و این شبکه ها تفاوت دارد(گویا دوربین ها متفاوت بوده است).
تبلیغات شبکه ماهواره ای Pmc در کنار تبلیغات شرکت های وطنی در دور زمین دیده می شد.
حضور مجری برنامه های شبکه 3 (حاجیلو) بر نیمکت تیم ملی باعث تعجب همگان شد همانطور که می دانید فقط بازیکنان و کادر فنی حق نشستن بر نیمکت تیم ملی را دارند.
از جمله اتفاقات جالب این بازی پیش بینی درست سفیر برزیل در ایران بود. او روز قبل از بازی مدعی شده بود برزیل ایران را با نتیجه سه بر صفر می برد!!!!
خوشبخت ترین آدمهای روی زمین، زمان بدبختی گریه می کنند. ماهایی که این وسطا زندگی میکنیم جای خودمون رو داریم پس بخند به زندگی که بدبختی ها پشت درند.