تلفنو
بده ببینم چی میگه،
الو چرا
لال شدی مردم آزار، اگه جرات داری حرف بزن
انور خط:نیش
خند
لعنتی تلفنتو
می دم 110 چوب تو آستینت کنند فکری شهر هرته
انور خط: هر
غلطی می خوای بکن
کثافت اگه
دستم بهت برسه یکجوری غلط کردن بهت یاد میدم که با دستات تلفن گرفتن آرزوت باشه
چند ثانیه
سکوت
چرا لال
شدی بی ناموس
انورخط: تولد
تولد تولد مبارک مبارک تولدت مبارک....
یه عده
دستجمعی دارن برام تولد مبارک می خونن؟!
در حالی
که خون خونم رو می خورد و مطمئنم منو اشتباه گرفتن سعی می کنم به خودم مسلط باشم،
شما با کی
کار دارید؟
انگار
تازه متوجه اشتباه شون شدن
انور خط: رضا
شوخی نکن، مگه شما رضا حبیبی نیستید
نه خیر،
اشتباه گرفتید
انورخط:
آقا ببخشید شرمنده واقعا عذر میخوایم ما می خواستیم تولد دوستمون رو سوپرایز
کنیم....
دیگه نمی
خواستم صداشونو بشنوم تلفن رو بدون معطلی قطع کردم.
تلفن قطع
نکرده دوباره زنگ خورد
انور خط:
آقا چرا قطع می کنی داشتم حرف می زدم ها
پدرجان تلفن
مردمو گرفتی مزاحم شدی حالا چه توقعی داری...
انور خط: از
قصد که نگرفتم عذرخواهی هم که کردم ولی انگار شما اعصابت از یک جای دیگه خورده،
داری سر ما درمیاری
جالبه دارم
بدهکار هم میشم، مرد حسابی زنگ زدی مزاحمت ایجاد کردی اعصابمو ریختی بهم نکنه باید
ازت تشکر کنم؟!
انور خط: تو انگار متوجه نیستی ها، ما که معذرت خواهی کردیم نیت قبلی هم در کار
نیست ولی شما هرچی از دهنت درآمد به ما گفتی ها...
کم آورده
بودم بدجوری، حس میکردم می خواد منم ازش عذرخواهی کنم شاید نمی خواست جلوی دوستاش
کم بیاره. حس بدی بود ولی برای اینکه هرچه زودتر غائله ختم بشه چاره ای نداشتم.
راست میگی
منم تند رفتم اگر منم چیزی گفتم ازتون معذرت می خوام عصبانی بودم از دهنم در رفت.
انورخط:
خنده ای فاتحانه زد و تلفنو بدون حرفی قطع کرد.
حالم از
خودم بهم می خورد طرف تلفنومو گرفته بود مزاحم شده بود اعصابمو خرد کرده بود ولی
آخر سر من ازش عذرخواهی کردم و اون با پررویی تمام تلفن رو روی من قطع کرد.
نمی دونم
اگر قاضی بودم کدام طرف می ایستادم ولی می دونم فاصله من با اون، فاصله شرافت بود
با اصول.